خرید بک لینک

حسین پژمان بختیاری از شاعران سنت گرای رمانتیک است که اشعارش را با توجه به الگوهای زیبا شناختی شعر کهن ایران سروده است.چنان که می دانیم شعر سنتی با قالب های متنوع خود پس از نوگرایی های دوران معاصر، به حیات خود ادامه داده و شاعران برجسته ای نیز به فرهنگ و هنر معاصر معرفی کرده است. پژمان بختیاری در ردیف شاعرانی مانند رعدی آذرخشی، رهی معیری، امیری فیروزکوهی، وحید دستجردی و بدیع الزمان فروزانفر قرار می گیرد. او از جمله شاعران معاصر است که تاکنون تحلیل دقیقی در مورد شعرش صورت نگرفته است. در اینجا بر آنیم تا به مسئله موسیقی و تخیل در شعر پژمان بپردازیم.

از نکات جالب توجه در کار پژمان بختیاری توجه خاص او به اوزان شعر و هماهنگی وزن اشعار با مسئله آنهاست . البته این هماهنگی برساخته و مصنوعی نیست، بلکه محصول طراوت طبع و قریحه اوست. در دیوان پژمان بختیاری، پنجاه و دو قصیده آمده است که با احتساب اوزان اصلی و فرعی مجموعا یازده وزن مختلف را شامل می شوند. باید در نظر داشت برای پنجاه و دو قصیده ، یازده وزن ، تنوع موسیقایی زیادی ایجاد می کند .نکته ی مهمی که در کار یک شاعر باید مورد توجه قرار بگیرد هماهنگی وزن اشعار با محور آنهاست. در مورد شعر پژمان این نکته بخوبی نمایان است. مثلاً در مراثی و شکو ه و شکایت که محور مناسب اندوه است و عا طفه آه و حسرت اقتضا می کند که اصوات کشیدگی بیشتری داشته باشند، غالباً زحاف رکن خاتمهی را کشیده آورده است. برای مثال در قصیده ای با مطلع « تا به کی در خون نشاند چشم خون پالا مرا» و قصیده دیگری با مطلع «شیوه ی نامردمی بردی به کار ای روزگار» هماهنگی محور و موسیقی دقیقاً احساس می شود. در مقابل در جای دیگری که قصد شاعر نشا ن دادن ناچیز بودن موقعیت آدمی در برابر عالم هستی و کائنات بوده است، می گوید: «ای بشر در خم این گنبد مینا تو که ای؟» در این شعر، شاعر زحاف اتمامی رکن آخر را کوتا ه آورده است؛ یعنی فاعلاتن را به صورت فعلن درآورده است. کوتاه کردن رکن آخر در کلمه فعلن که مساوی است با ردیف شعر: «تو که ای؟» مناسب کوچک شمردن و کم جلوه دادن است. در قصیده «آذربایجان » نیز شاعر دلنگرانی ها و اضطراب های وطنی و ایران دوستانه اش را با فریاد آزادی خواهی و وطن دوستی سر داده است :

درباره ي حسين پ‍ژمان بختياري

خسته جان ز اندیشه روز آیندهی آذربایجان گشته مغز آشفته از سودای آذربایجان

گر شود آن سرزمین بازیچه غوغائیان آتش و خون خیزد از غوغای آذربایجان

(دیوان اشعار: 35)

در شعر فوق فاعلاتن در رکن خاتمهی هر بیت تبدیل به فاعلان شده است که کشیدگی آخرین مصوت آن جامعاً مناسب فریاد کردن و زنهار دادن است؛ به ویژه که این کشیدگی در قافیه روز بعدی آذربایجان قرارگرفته و با تکرار خود نوعی فریادخواهی پیاپی و هشدار دادن شاعر را تداعی می کند. در مقابل در قصیده دیگری که جنبه عاشقانه ای دارد، شاعر می گوید: «ای نسیم دره دربند امشب جانفزایی» (دیوان اشعار: 44) رکن آخر را کشیده و کوتاه قرار نداده و فاعلاتن را دقیق آورده است و در حاصل با استفاده از متحرکات که تناسب بیشتری با طرب دارند، حرکت و طربناکی بیشتری به موسیقی شعرش بخشیده است .در قطعه « صبحدمان» شاعر که از تراوش سحرگاهان در تار و پود جهان احساس طراوت و شادابی کرده، به وجد آمده و در وزنی تند و پرتحر ک بیان کرده است.

صبحدمان که سرکشد شمع فلک زمنظره پرده زر بگسترد بر در و دشت یکسره

طره بید را زند با سر موی خود گره بر در خوابگاه من چهره زند به پنجره

(دیوان اشعار: 319)

در مجموع تنوع موسیقایی در دیوان پژمان بیش از دامنه تخیل او نمود دارد. اما این موسیقی در پیوند با صور خیال، گاه عکس‌ها بدیعی ایجاد کرده است و نشان می دهد پژما ن تا چه حد متأثر از صورت های طبیعی و نغمات و موزونی های زنده طبیعت بوده است :

ماه از خلال شاخ درختان دمید و ریخت در جام عاشقان طبیعت شرابها

با تارهای طره سیمین خویش دوخت اشجار را به دامـن لرزان آبها

چون جیوه رها شده بر سطح آینه در جسم زنده رود قرار وسکون نبود

جزپیچ و تاب و لرزش وعزم و درنگ آب نقشی بر آن صحیفه سیمابگون نبود

(دیوان اشعار: 388)

تصویرها ابتکاری در مجموعه شعرهای پژمان بختیاری کم نیست. تخیل آزاد او که نمی توان سهم زندگی در کوه و دامن طبیعت در سال های کودکی را در ایجاد و شکل گیری آن ناچیز شمرد، زمینه ذهنی او را برا ی برقراری پیوندهایی خاص میان اشیا و امور پدید آورد ه است . او از این رهگذر به شباهت های غریبی میان اشیا می رسد و تشبیها ت نادری می سازد . از قبیل تشبیه دندان به آینه در بیت زیر که از نمونه های لطیف اغراق هنری در کار او نیز هست :

ماه در آیینه دندان او اختری مسحور و افسون کرده بود

گنج باد آورده گر گویم خطاست آن پریوش ناز باد آورده بود

(دیوان اشعار: 370)

پژمان با تخیل طبیعی و آزاد خود به ند رت و تقریبا می توان گفت هیچ به دنبال مضمون های باریک و استعاره ها و کنایه های پیچیده و دور از ذهن نرفته و اساسا گرایشی به این گونه عکس‌ها و استعاره ها نداشت. درعوض از توصیف هنری و تابلوهای وصفی در شعرش بسیار سود برده و کارهای موفقی نیز در این حوزه دارد . از توصیف های خوب او می توان به توصیف «کارون» اشاره کرد .از دیگر قطعات توصیفی قابل تأمل وی می توان ترکیب بند ابتکاری «عاشقی جان از جهان پرداخته »را با مطلع «قیرگون ابری ز جیب آسمان» (دیوان اشعار: 315) نام برد. در قطعه ای به نام «کوه- عشق» می گوید:

بر سر آن قله ی گرد نفر از مشعل زیبـای مـه آویخته است

گرد صد ف رنگ وی از هر طرف بر سر و بر پیکر او ریخته است

(دیوان اشعار: 204)

در قطعه «دیوانه» به طرزی جالب و نوین تصویری از خود ارائه داده است و خود را از زاویه سوم شخص به صورت دیوانه ای که در کوه مسکن گزیده وصف می کند. در این قطعه نیز توصیف و تشبیه در کنار هم فضای خاصی به شعر می دهد:

آنجا به دامن افق آنجا که با غرور کوهی سپید سر به ثریا کشیده است

آنجا که بسته طره ی سیمین آبشار بندی به پای کوه وبه صحرا کشیده است

عشق آشیان دهی است که سرخوش به پای کوه

خفته است و پا به دامن دریا کشیده است

خرم دهی که همچو گیاه خزنده ای

خود را کشا ن کشان سوی بالا کشیده است

(دیوان اشعار: 303)

در این شعر تشبیه ده به گیاهی خزنده که خود را از کوه بالا کشیده و تشبیه آبشار به بند گیسویی که کوه را بسته و با خود به صحرا آورده، تازگی و طراوت خاصی به شعر بخشیده است. از سوی دیگر مصوت های بلند در این قطعه جامعا با کشیدگی کوه و وسعت صحرا و پهناوری دریا هماهنگی داشته، به نوعی درونمایه شعر را منعکس می سازند. تشبیهات پژمان همه از همین سادگی و وضوح و حالت نزدیک به طبیعت برخوردارند.

منبع: مریم مشرف." مقاله موسیقی و تخیل در شعر پژمان بختیاری". (عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی). 16

برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 19:00

صفحه بندی